قطعه

یک قطعه شعر به نام «قطعه» منتشر شده در شماره 3 نشریه تجربه

 

سنگ های دانا

سیاه و سفید

روی گودال ها را پوشانده

تو را پوشانده است

 

اینجا

آسمان تنهاست

پیاله ی دستانم را پیش می برم

مشتی غروب بر می گیرم و باز می گردم

 

کلاغی آنسوتر

بر شاخه ی خشکیده ای می نشیند

مشتی اسفند زیرِ پر دارد

کبریت می کشد و

بر گلهای از ریشه جدا می پاشد

دودِ اسفند گله ی غروب را سمت گرگ و میش هی می کند ...

تاریک تر می شوم

خورشیدی از کهکشانت را زیر پیراهن پنهان دارم

بر می خیزم

راه می افتم سمت گورستان زنده گان

در راه

خطوط تیره درختان

امتداد جاده را نشانه رفته است

کمی بعد

باران از سمتی باز می گردد

که بادها تو را با خود بردند.

/ 73 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nasrin

khoshhal misham tabadole link konim

فرهنگخانه

از امروز آخرین دیدار با خسرو شکیبایی http://www.farhangkhane.ir/artistic/24575-1390-11-25-11-08-08.html

امين موسي وند

سلام این بار کاملا متفاوت از آثار قبلی دعوتید به زیرذره بین منتظرنظرات ارزشمند و سازنده ی شما دوست عزیز

م.طیب

درود و تبسّم بزنیم به عمو عزرائیل و نگوییم جهنم شوخی ست ... که خدا سوسک مان خواهد کرد! ـــــــــــــــــــــــــــ بهره بردم و پیروز باشید به روزم با چند شعر

سید مهدی موسوی

داداش یک زحمتی دارم اون آدرسی که بهش لینک دادی یک سالی هست که فیلتر شده و به آدرس جدید اومدم ممنون میشم لینکم رو به آدرس جدید تغییر بدی

فاطمه روحی

سه شعر و ترجمه از فاطمه روحی- Poem & translation by: Fatemeh Roohi منتظر نقد و نظر شما گرامی

اميد اقدمي

درود روزتون سبز نورزتون سبزتر وبلاگم بدون هيچ نظمي با يه داستانِ شديدا كوتاه و يه شعر به روز شد. دعوتيد به نگاه... منتظرم

شاعرشنيدني ست

سلام دوستم من در مورد شعراي نسبتا بلند تمركزم رو از دست مي دم و نظرم قطعا به دردي نخواهد خورد اما خب خيلي وقته روزنامه نخوندم!!

جهانگیردشتی زاده

.. ... .. گرامي دوست شاعرم ...سوری............ ........... به نقد شعر ميخوانمتان نوروزتان هميشه بهاري ....عيدتان خجسته وزندگي درجامتان تابنده درجانتان گوارا... ساز ميزند/ انگشت بررديف دكمه ها مي لغزد از چاک تنگ پیرهن برجسته سینه ي بزرگ با نوک قهوه ای یک ماهی سفيد /چسبیده دردهان رود