قلب من

یک شعر از ...قلب من... که دکترها گفتند حالش خوب است

 

 

لبِ پریده ی استکان

لبم را برید

حالا نگران باشم یا نه!

 

از تخت پائین می آیی

با ملافه ای که بالا پوشت شده

می روی سمت پنجره ای

که بند رخت را میان دو دستش قاب گرفته

می ایستی و به صدای آزار دهنده ی نفس های من فکر می کنی

وقتی کورمال کورمال و با وسواس

شب را پس می زدم و تکه های قلبم را

که در تمام زندگی ات

پراکنده شده بود

می جستم

 

قلب من، این روزها به خیال انگیزی پنجره هاست

که فقط سپیده ی نور آزار نمی دهدش

نمی شکندش

 

حالا نگران باشم یا نه!

از تخت پائین آمده ای...

/ 40 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیرین بایرامی

سلام و درود بی پایان.. "یک ساحل پر از شعر" با شش دوبیتی بروز شد، من و امواج خلیج واژه ها آمدنتان را بی تابانه چشم انتظاریم، نظرات گرانبهایتان در ذهن لحظه هایم خواهد ماند...

کامران محمدی

درود مهربان وبلاگ زیبایی دارید... من هم بروزم و با احترام دعوتید به خوانش...[گل]

الهه وکیلی مطلق

سلام خراب آبادم را برای قدومتان گلباران کرده ام. [گل][گل][گل][گل]...

فایزه

salam.man adabiat khondam.yekam sheram baladam.kheyyyyyyyyyyyyli dos daram rozname negar sham .be ghovle shoma hamonai ke shishe bahash pak mikonimo benevisam. bayad chikar konam?chi motalee konam?chi tamrin konam?

آزاده بشارتي

سلام آقاي روزنامه نويس.

پادکست سرایه

سلام این شعر شما با ذکر منبع در صفحه فیس بوک پادکست سرایه منتشر شد. آدرس اینترنتی پادکست سرایه: http://sorayeh.com/podcast آدرس صفحه فیس بوک پادکست سرایه: https://www.facebook.com/sorayehpodcast خوب و خوش باشید

مادر

عزیزم شعر زیبایی بود لذت بردم